تبليغاتX
مهر تابان
چهارشنبه 28 فروردین1387
.........

سارا هستم.

۲۵ سالمه و دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد.

در یکی از شبهای دی ماه ۸۵ با عشقم زندگی مشترکمون رو شروع کردیم.

علی عزیزم دو سال از من بزرگتره و اونم ترم آخر کارشناسی ارشد مهندسی پلیمر .

همدیگر رو عاشقانه دوست داریم.

فعلا من توی یه شرکت دولتی شاغلم و با علی جون برای احداث یک کارخونه کوچولو

در حال سرمایه گذاری و برنامه ریزی هستیم که ان شاا... تا آخر امسال راه اندازی می شه.

(البته با کمک بزرگترها)

روزها سپری میشه و هر روز یه اتفاق تازه می افته و من یه درس تازه میگیرم.

با خودم فکر کردم چرا این وقایع رو ثبت نکنم تا همیشه برام بمونن .

 

 

نوشته شده توسط سارا در 9:32 AM | | لینک به این مطلب
سه شنبه 27 فروردین1387
سلام
                          به نام خداوند بخشنده مهربان 

با یاد و نام خدا نوشتن در این وبلاگ رو شروع میکنم

در یکی از روزهای بهاری تصمیم گرفتم که یک وبلاگ ساده و صمیمی و کوچک داشته باشم تا وقایع زندگی و کار و درس و مهربونی ها و صداقتها ورنجش ها و کلا درس هایی که از زندگی میگیرم رو توش ثبت کنم.

امیدوارم از وبلاگ من مثل خیلی از وبلاگ های خوب دیگه ای که تا حالا خواننده اونها بودم استقبال بشه.

و....

      امیددارم به عنایت پروردگارم تا به من یاری دهد تا به جز خوبی ها و شادی ها چیزی در این وبلاگ ثبت نکنم.

نوشته شده توسط سارا در 10:41 AM | | لینک به این مطلب
" by pagerank"
>